تا حالا به اين سوال فكر كردين؟
حتما شنيدين كه ميگن زندگي يه طول داره يه عرض.
نقل شده كه شبلي يه روز از گورستاني عبور مي كرد كه عددهاي حك شده بر روي سنگ هاي قبر كه نشان دهنده عمر آدم ها بود، خيلي كم بودند مثلا نهايتش ۷ يا هشت بود كه نشان از عمر كوتاه اونها داشت.
پرسيد اينجا چرا اينقدر آدم ها زود از دنيا ميرن؟ چرا اينقدر عمر آدم هاي اينجا كمه؟
پاسخ اومد كه : عمر آدم هاي اينجا مثه بقيه آدم هاست اما اين اعداد كه روي سنگ قبرها نوشته شده طول زندگي آدم ها نيست يلكه نشان دهنده عرض زندگي شونه. اينها عرض زندگي شون خيلي كم بوده.
چرا اين سوال رو مطرح كردم و اين حكايت اوردم؟،براي اينكه خيلي وقتا ما كارهايي مي كنيم كه اگر نكنيم هم اتفاقي نميفته و بر عكس خيلي وقتا بايد كارهايي رو انجام بديم اما به هر دليلي اونها رو انجام نمي دهيم. چرا؟
قاعدتا همه ما براي رسيدن به يه نقطه يا هدف مشخصي بايد حركت كنيم، فعاليت كنيم، كارهاي رو انجام بديم يا كارهايي رو انجام نديم.
از يه بزرگي شنيده بودم كه :
« هدف زندگي را مرواريدي در انتهاي يك دريا در نظر بگير، كه تولد تو با شيرجه به درون اين دريا شروع ميشه و عمر تو مدت زماني است كه تو بايد عمق دريا رو طي كني تا به اون مرواريد برسي»
طبيعتا هر چقدر عمرت رو تلف كني، فاصله ات از اون مرواريد بيشتر ميشه و دسترسي ات به اون مرواريد سخت تر ميشه.
ميگم شايد اون مرواريد مسئوليت الهي هر كدام از ما باشه!
معلم بزرگ باطني (ايليا ميم) مي گويد :
«مطابق تعاليم حق وصول به خداوند و شكوفايي و متجلي شدن حقيقت در وجود انسان تحقق نمي پذيرد مگر با پذيرش و اجراي مسئوليت الهي»
(«مسئوليت پذيري» از كتاب «جريان هدايت الهي»)
اما چگونه مي توانيم به مسئوليت و ماموريت الهي خود واقف شده و آن را بپذيريم؟
ادامه دارد...
