خوب در ادامه پست قبل؛
چگونه مي توانيم به مسؤليت و مأموريت الهي خود واقف شده و آن را بپذيريم؟
به جاي تحليل شخصي از كلام معلم بزرگ باطني آوردم كه مي فرمايند :
"اين معمايي در زندگي هر فرد است كه مي بايست گشوده شود. اين را نقشة خدا يا برنامة كيهاني نيز مي گويند.
به طور كلي فرد با انجام حركات ساده و معمولي، كم كم و از مجرائي تكاليف الهي خود را شروع كرده و به تدريج (و به ندرت ناگهاني) به وظايف و نهايتاً مأموريت و مسؤليت الهي خود واقف مي شود.
اگر در انجام مجموعة تكاليف موفق بوديم، به وظيفة الهي واقف شده و با توفيق در انجام يك وظيفه، بر وظيفه اي ديگر آگاه مي شويم و اين روند تا حل معماي راهگشاي مسؤليت و مأموريت نهائي ادامه دارد. عكس اين جريان نيز صادق است. به عبارتي با كوتاهي و شكست در انجام يك وظيفة الهي به سطح پائين تر يعني تكاليف و يا عدم موفقيت در اجراي اين نيز به سطحي پست تر نزول مي كنيم. در صورت عدم توفيق در اجراي حركات الهي، جريان هدايت الهي قطع شده و فرد به حركت شيطاني (نيروي منفي و مخرب) وارد مي شود..... تا در انجام ظاهري و زميني خود موفق نشويم، امكان دريافت و اجراي وظايف باطني و سماوي ميسر نيست. با كامل شدن وظايف زميني و ظاهري، انسان خود به خود به حيطة وظايف باطني خويش وارد مي شود.
در تبعيت از هدايت الهي، فرد به تدريج و گام به گام (و به ندرت ناگهان) توسط القاء مستقيم و يا غير مستقيم روح خدا به كارها، تكاليف، وظايف و مأموريت و نهايتاً مسؤليت الهي خويش واقف شده و از اين طريق به وصول حق نايل مي شود."
«كتاب جريان هدايت الهي»

